
سلام
من شاگرد بناي محله شما هستم
همان كسي كه برجهاي چند طبقهي
كوچهي همسايهتان را ساخت،
استاد مرا هم استخدام كرد و استاد من را.
من با تمام سلولهاي بدنم
درك ميكنم
دستهاي پينه بستهي مولا را
و در موقع كار ميفهمم كه تشنه لبي حسين بن علي يعني چه؟
اين را شايد آن آقاي مداح كه هر روز
با پژوي 206 نقرهاي اش از كنارمان رد ميشود درك نكند
اما وقتي در درياي كنايهها و طعنههاي دور و برم
روزه ميگيرم و نماز اول وقت را كنار گچ و سيمان ميخوانم
خوب ميفهمم صحيفه سجاديه يعني چه؟
من نيازي ندارم
كه براي گريه افتادن خودم يا دوستانم بر حادثه كربلا
متوسل به حضرت خزانه شوم!!
وقتي حسين را ميشنوم، گريهام ميگيرد
از بالاي برجهاي نيمهكاره ميشود همه چيز را ديد
آدمهايي را كه صداي موزيك توي ماشينشان را زياد ميكنند
تا صداي اذان را نشنوند
دخترهايي كه نميدانند فاطمه كه بود
و حجاب چه فلسفهاي دارد
و نميدانند بانو فقط هيجده سال داشت
ميبينم ديشهاي ماهواره را
كه مثل چشم
خيره شدهاند به
آقاي شيطان
چقدر وقتي اذان را ميشنوم
بوي دلتنگي ميدهد
و چقدر در اين اوضاع و احوال
مهدي صاحبالزمان را تنها ميبينم...
(جمال.ط)
برگرفته از وبلاگ انجمن اسلامي شهيد ادواردو آنيلي(مهدي)
http://shahid-edvardo.blogfa.com/
راستي فكر مي كنم جمال ط همون جمال طاهري دبير انجمن باشه